سفارش تبلیغ
صبا ویژن

  در خیالت شب چه خواب ناز و شیرین داشتم  یـــــاد بود از خاطــــــرات نــــابِ دیرین داشتم  سمیرا پوپلزی

در خیالت شب چه خواب ناز و شیرین داشتم

یـــــاد بود از خاطــــــرات نــــابِ دیرین داشتم

سمیرا پوپلزی






تاریخ : یکشنبه 101/11/23 | 3:39 عصر | نویسنده : Samira | نظرات ()

  در باغ سرد شب بشگفته بهار من  یلدا بود دراز چو گیسوی تار من  با لمس هر نگاه تو من گرم می شوم  سرد است خانه گر تو نباشی کنار من  آهسته نقش کن نگه ات را به دیده ام  یک بوسه هم گذار به روی عذار من  دستم بگیر در شب یلدای سرد سال  آمیخته به عشق تو صبر و قرار من  حالا که برفروخته ای عشق و آتشی  با ساغر غزل تو بر افشان خمار من  سمیرا پوپلزی  یلدا مبارک برگردان به انگلیسی از: ابوالقاسم غضنفر   Ghazal for a Yalda Night  In the cold garden of night, my spring is fully blown  Yalda’s very much a night like my dark hair as long  I warm up with every touch coming from your every glance  It’s a cold home I dwell in, missing warmth of your stance  Come and etch your glances slowly on my waiting tired eyes  And please place a very hot kiss on my cheeks, and no denies  Hold my hands in your hands in the year’s Yalda night  As my patience and endurance depend on your love and sight  Now that you have kindled so burning fire of a love  Remove my hangover with a goblet full, ghazal trove  Poem by: Samira Popalzai  Translated from Persian by: Qasem Ghazanfar Best wishes for a great Yalda Night

 

در باغ سرد شب بشگفته بهار من

یلدا بود دراز چو گیسوی تار من

با لمس هر نگاه تو من گرم می شوم

سرد است خانه گر تو نباشی کنار من

آهسته نقش کن نگه ات را به دیده ام

یک بوسه هم گذار به روی عذار من

دستم بگیر در شب یلدای سرد سال

آمیخته به عشق تو صبر و قرار من

حالا که برفروخته ای عشق و آتشی

با ساغر غزل تو بر افشان خمار من

سمیرا پوپلزی


یلدا مبارک
برگردان به انگلیسی از: ابوالقاسم غضنفر


Ghazal for a Yalda Night

In the cold garden of night, my spring is fully blown

Yalda’s very much a night like my dark hair as long

I warm up with every touch coming from your every glance

It’s a cold home I dwell in, missing warmth of your stance

Come and etch your glances slowly on my waiting tired eyes

And please place a very hot kiss on my cheeks, and no denies

Hold my hands in your hands in the year’s Yalda night

As my patience and endurance depend on your love and sight

Now that you have kindled so burning fire of a love

Remove my hangover with a goblet full, ghazal trove


Poem by: Samira Popalzai

Translated from Persian by: Qasem Ghazanfar
Best wishes for a great Yalda Night






تاریخ : یکشنبه 101/11/23 | 3:11 عصر | نویسنده : Samira | نظرات ()

به گوشم داد می زد یادهایش سرم فریاد می زد یادهایش  نمی کرد هیچ پروای کسی را  سخن آزاد می زد یادهایش  صدایش اوج مستی بود و دل را  نوای شاد می زد یادهایش مرا شیرین می گفت و برآیم  دم از فرهاد می زد یادهایش میان پیچ و خم های دو زلفم  قدم با بادمی زد یادهایش --- سمیرا پوپلزی


به گوشم داد می زد یادهایش

سرم فریاد می زد یادهایش

نمی کرد هیچ پروای کسی را

سخن آزاد می زد یادهایش

صدایش اوج مستی بود و دل را

نوای شاد می زد یادهایش

مرا شیرین می گفت و برآیم

دم از فرهاد می زد یادهایش

میان پیچ و خم های دو زلفم

قدم با بادمی زد یادهایش
--------
سمیرا پوپلزی






تاریخ : یکشنبه 101/11/16 | 3:23 عصر | نویسنده : Samira | نظرات ()
صفحه اصلی |        
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.